دانشنامه · نقشهٔ اندیشه

ویرجینیا وولف

نویسنده · 1882–1941 · بریتانیا

زندگی‌نامه

آدلین ویرجینیا استیون در خانه‌ای بزرگ شد که به‌جای مدرسه، کتابخانه‌ی پدرش، لسلی استیون — مورخ ادبی و نخستین سردبیر «فرهنگ زندگی‌نامه‌ی ملی» — کلاس درسش بود؛ برخلاف برادرانش که به کمبریج رفتند، ویرجینیا و خواهرش ونسا هرگز اجازه‌ی تحصیل رسمی دانشگاهی نیافتند، محرومیتی که بعدها ستون اصلی استدلال «اتاقی از آن خود» شد. مرگ مادرش در ۱۸۹۵، وقتی ویرجینیا سیزده‌ساله بود، نخستین فروپاشی روانی‌اش را برانگیخت؛ مرگ پدرش در ۱۹۰۴ فروپاشی دوم را. این الگو — از دست‌دادن، بیماری روانی شدید، و بازگشت به نوشتن — در سراسر زندگی‌اش تکرار شد. پس از مرگ پدر، ویرجینیا و خواهر و برادرانش به محله‌ی بلومزبری لندن نقل مکان کردند و خانه‌شان به محل گردهمایی دوستان برادرشان توبی از دانشگاه کمبریج بدل شد — جمعی که بعدها با نام گروه بلومزبری شناخته شد و چهره‌هایی چون لیتون استریچی، جان مینارد کینز و لئونارد وولف را دربر می‌گرفت. ویرجینیا در ۱۹۱۲ با لئونارد ازدواج کرد و پنج سال بعد با او مطبوعات هاگارت را بنیان گذاشتند — نخست به‌عنوان سرگرمی درمانی برای آرام‌کردن اعصاب ویرجینیا با کار دستی چاپ، اما به‌زودی ناشری تأثیرگذار شد که آثار تی. اس. الیوت و کاترین منسفیلد را منتشر کرد و به وولف امکان داد رمان‌هایش را بدون میانجی ناشران سنتی و با کنترل کامل بر متن چاپ کند. دوستی و رابطه‌ی عاطفی وولف با نویسنده و باغبان ویتا ساکویل-وست در دهه‌ی ۱۹۲۰ الهام‌بخش «اورلاندو» (۱۹۲۸) شد، زندگی‌نامه‌ای خیالی از شخصیتی که قرن‌ها زندگی می‌کند و در میانه‌ی داستان جنسیتش تغییر می‌کند. یک سال بعد، از دو سخنرانی که برای دانشجویان دختر کالج‌های نیونهم و گرتون در کمبریج ایراد کرده بود، «اتاقی از آن خود» را نوشت. وولف در سراسر عمر با دوره‌های عود بیماری روانی شدید دست‌به‌گریبان بود؛ در ۲۸ مارس ۱۹۴۱، در پی آغاز دوره‌ی تازه‌ای از این بیماری و در میانه‌ی جنگ جهانی دوم، خود را در رودخانه‌ی اوز نزدیک خانه‌شان در ساسکس غرق کرد. در نامه‌ای که برای لئونارد برجای گذاشت، از ترس بازگشت دوباره‌ی بیماری‌ای نوشت که این‌بار گمان می‌کرد از آن جان به‌در نخواهد برد.

بیشتر دربارهٔ زندگی

جستارهای وولف، به‌ویژه مجموعه‌ی «خواننده‌ی عامی»، دقت انتقادی را با همدلی خیال‌انگیزی می‌آمیزند که کمتر در نقد آکادمیک آن دوره دیده می‌شد؛ او درباره‌ی نویسندگانی از جین آستین تا چخوف می‌نوشت، نه از موضع استاد دانشگاه، بلکه از موضع خواننده‌ای که کتاب را در زندگی روزمره‌اش حس می‌کند. همین رویکرد در رمان‌هایش هم دیده می‌شود: «خانم دالووی» یک روز از زندگی یک زن را در لندن، با پرش‌های پیوسته میان ذهن شخصیت‌های گوناگون، بازمی‌آفریند؛ «به فانوس دریایی» زمان و فقدان را در قالب یک خانه‌ی تعطیلات و سال‌های میان دو جنگ می‌کاود؛ «امواج» جسورترین آزمایش اوست، رمانی که تقریباً یکسره از تک‌گویی‌های شش شخصیت ساخته شده و مرز میان شعر و نثر را محو می‌کند. «اتاقی از آن خود» استدلالی است ساده و در عین حال بنیان‌برافکن: زن برای نوشتن داستان به پول کافی برای استقلال و اتاقی با در قفل‌شونده نیاز دارد — نه استعداد کمتر از مردان، بلکه فقدان تاریخی همین دو شرط مادی، تاریخ ادبیات زنان را کوتاه و ناقص کرده است. نُه سال بعد، در «سه گینی» (۱۹۳۸)، وولف این استدلال را به جنگ، میهن‌پرستی و انحصار مردانه بر حرفه‌های پردرآمد گسترش داد و رابطه‌ی میان سرکوب زنان در خانه و خشونت مردان در جامعه را برجسته کرد. خاطرات و حجم عظیم نامه‌ها و یادداشت‌های روزانه‌اش، که پس از مرگش منتشر شدند، سندی صمیمی از لندن ادبی میان دو جنگ به‌جای گذاشته‌اند — از جمله شرح دقیق و صادقانه‌ای از خودِ بیماری روانی‌اش که در زمان خودش به‌ندرت این‌گونه آشکارا نوشته می‌شد.

سهم فکری: وولف ظرفیت رمان را برای بازنمایی زندگی درونی و جریان سیال ذهن به‌طرز بنیادینی گسترش داد و نثر مدرنیست را به‌عنوان هنری جدی، در کنار شعر، تثبیت کرد. جستارهای فمینیستی‌اش، به‌ویژه «اتاقی از آن خود»، فهم نسل‌های بعدی خوانندگان و منتقدان را از تاریخ نویسندگی زنان و اقتصاد مادی تولید ادبی دگرگون ساخت و به یکی از متون بنیادین نقد ادبی فمینیستی بدل شد. کار او در هاگارت پرس نیز، هرچند کمتر به آن پرداخته می‌شود، بخشی از میراث اوست: بدون آن، برخی از مهم‌ترین متون مدرنیسم انگلیسی مسیر متفاوتی برای انتشار می‌یافتند.

سبک و مضامین: سبک او لطیف، برداشتی (impressionistic) و به‌شدت هوشیار نسبت به ریتم اندیشه است؛ جمله‌هایش اغلب مرز میان ادراک بیرونی و آگاهی درونی را محو می‌کنند. مضامین تکرارشونده‌اش شامل حافظه و گذر زمان، جنسیت و محدودیت‌های تحمیل‌شده بر زنان، طبقه‌ی اجتماعی، تنهایی در دل جمع، ماهیت خلاقیت، و سایه‌ی جنگ بر زندگی روزمره است.

زنی که می‌خواهد داستان بنویسد باید پول و اتاقی از آن خود داشته باشد.

وولف هنوز مهم است چون نشان داد رمان با آگاهی، زمان و جنسیت چه می‌تواند بکند — و چون خودِ زندگی‌اش، از کتابخانه‌ی پدری که برادرانش را به کمبریج فرستاد و خواهرانش را نه، تا اتاق چاپ کوچکی که به ناشر تی. اس. الیوت بدل شد، مصداق زنده‌ی همان استدلالی بود که در آثارش مطرح می‌کرد. جریان سیال ذهن و درون‌نگری غنایی پس از او فقط تکنیک نیستند؛ شیوه‌هایی‌اند برای جدی‌گرفتن زندگی فکری زنان و ادراک روزمره. «اتاقی از آن خود» همچنان استدلالی زنده درباره‌ی پول، فضا و نویسندگی است؛ ازاین‌رو صفحه‌اش باید نه فقط بگوید که بود، بلکه بگوید چرا فرم مدرنیست و نقد فمینیستی هنوز از او می‌گذرد.

در اکوسیستم لوگوس‌کمپ

الهام گرفتی؟

جستار و نقد خودت را منتشر کن و بخشی از گراف دانش شو.

بهبود این صفحه