دانشنامه · نقشهٔ اندیشه

اورسولا ک. لوگویین

نویسنده · 1929–2018 · آمریکا

زندگی‌نامه

اورسولا کروبر در خانه‌ای در برکلی کالیفرنیا بزرگ شد که بیشتر به یک سمینار مردم‌شناسی شبانه شباهت داشت تا خانه‌ی معمولی: پدرش آلفرد کروبر، از بنیان‌گذاران مردم‌شناسی فرهنگی آمریکا و شناخته‌شده‌ترین پژوهشگر ایشی — مردی که آخرین بازمانده‌ی قوم یاهی کالیفرنیا پنداشته می‌شد — و مادرش تئودورا کروبر، نویسنده‌ای که زندگی همان ایشی را در کتابی روایت کرد. خانه‌ی خانواده محل رفت‌وآمد مردم‌شناسان، نویسندگان و بومیان آمریکایی بود؛ لوگویین بعدها گفته بود پدرش فرهنگ‌های واقعی را مطالعه می‌کرد و او فرهنگ‌های خیالی را می‌ساخت — جمله‌ای که کل کارنامه‌ی ادبی‌اش را خلاصه می‌کند. او در کالج رادکلیف تحصیل کرد و برای فوق‌لیسانس ادبیات رنسانس فرانسه و ایتالیا به دانشگاه کلمبیا رفت. نخستین رمان‌های علمی‌تخیلی‌اش در دهه‌ی ۱۹۶۰ («جهان روکانون»، «سیاره‌ی تبعید») مجموعه‌ای را بنا نهادند که بعدها «چرخه‌ی هاینی» نام گرفت: کهکشانی از سیارات مسکون که تمدن باستانی هاین آن‌ها را کاشته، و هرکدام، به‌شیوه‌ی پدر مردم‌شناسش، فرهنگی کاملاً متفاوت و درونی‌سازگار دارد. در ۱۹۶۹، «دست چپ تاریکی» او را از نویسنده‌ای موردتوجه در حلقه‌ی علمی‌تخیلی به صدایی تعیین‌کننده در کل ادبیات آمریکا بدل کرد؛ این رمان هم‌زمان جایزه‌ی هوگو و نبولا را برد، افتخاری که در آن سالِ مردانه‌ی ژانر علمی‌تخیلی برای یک نویسنده‌ی زن به‌ندرت تکرار می‌شد. لوگویین در کنار علمی‌تخیلی، مجموعه‌ی فانتزی «زمین‌دریا» را نیز نوشت که با «جادوگر زمین‌دریا» (۱۹۶۸) آغاز شد — رمانی که قهرمانش، برخلاف بیشتر فانتزی‌های آن دوران، پوستی تیره داشت، انتخابی که در آن زمان تقریباً بی‌سابقه بود. در ۲۰۱۴، هنگام دریافت مدال بنیاد کتاب ملی آمریکا برای سهم برجسته در ادبیات، سخنرانی‌ای ایراد کرد که در آن از سلطه‌ی منطق سود بر نشر انتقاد کرد و گفت هر قدرت انسانی، هرقدر ناگزیر به‌نظر برسد، به دست انسان‌ها قابل تغییر است — جمله‌ای که بازتاب دقیق فلسفه‌ی سیاسی آثار خودش بود. او در ۲۰۱۸ در پورتلند اورگان درگذشت.

بیشتر دربارهٔ زندگی

پرورش‌یافتن در خانه‌ای که نسبیت فرهنگی — این باور که هیچ فرهنگی به‌خودی‌خود برتر یا کامل‌تر از دیگری نیست — امری بدیهی بود، مستقیماً به روش نویسندگی لوگویین راه یافت. رمان‌های چرخه‌ی هاینی او را نه با نبرد میان خیر و شر، بلکه با «آزمایش‌های فکری» درباره‌ی جامعه پیش می‌برند: اگر جنسیت وجود نداشت چه می‌شد؟ اگر مالکیت خصوصی وجود نداشت؟ «بی‌سرزمین» (۱۹۷۴)، دیگر اثر برجسته‌ی همین چرخه، سیاره‌ای آنارشیستی و بی‌مالکیت را در تقابل با سیاره‌ای سرمایه‌داری قرار می‌دهد — نه برای قضاوت قطعی میان آن دو، بلکه برای نشان‌دادن هزینه‌ی واقعی هر دو نظام. لوگویین همچنین از خوانندگان جدی آموزه‌های تائویی بود و ترجمه‌ی خود از «تائوتِه‌چینگ» را سال‌ها بعد منتشر کرد؛ ردپای این نگاه — تعادل میان تاریکی و روشنی، کنش و انفعال — در سراسر «دست چپ تاریکی» و مجموعه‌ی «زمین‌دریا» دیده می‌شود. برخلاف بسیاری از همکاران هم‌نسلش در علمی‌تخیلی که به فناوری و ماجراجویی فضایی می‌پرداختند، دغدغه‌ی اصلی لوگویین همواره جامعه، زبان و روان انسانی بود؛ فضا برای او صرفاً صحنه‌ای برای پرسیدن این پرسش بود: انسان‌بودن، در غیاب مفروضات فرهنگی‌مان، دقیقاً به چه معناست؟

سهم فکری: لوگویین مرز میان ادبیات «جدی» و علمی‌تخیلی/فانتزی را که در نیمه‌ی قرن بیستم تقریباً غیرقابل‌عبور می‌نمود، به‌طور اساسی درنوردید و نشان داد این ژانرها می‌توانند با همان عمق فلسفی رمان رئالیستی درباره‌ی جنسیت، سیاست و اخلاق بیندیشند. «دست چپ تاریکی» یکی از نخستین و تأثیرگذارترین آثار علمی‌تخیلی فمینیستی است و مسیر را برای نسل‌های بعدی نویسندگانی که جنسیت را نه امری ثابت بلکه سازه‌ای اجتماعی می‌دیدند، گشود.

سبک و مضامین: نثر او دقیق، آرام و اغلب نزدیک به زبان مردم‌شناسی توصیفی است؛ حتی در پرتنش‌ترین صحنه‌ها، لحنش کنجکاو و بی‌عجله می‌ماند. مضامین تکرارشونده‌اش شامل جنسیت به‌عنوان سازه‌ی فرهنگی نه امری زیستی مطلق، تعادل میان دوگانه‌های ظاهراً متضاد، آنارشیسم و ساختارهای اجتماعی جایگزین، زبان به‌عنوان ابزار قدرت، و مسئولیت اخلاقی فرد در برابر جامعه‌اش است.

رسیدن به مقصد چیز خوبی است؛ اما آنچه در پایان اهمیت دارد، خودِ سفر است.

اهمیت پایدار لوگویین در این است که نشان داد تخیل علمی و فانتزی، به‌جای فرار از پرسش‌های جدی جامعه‌ی انسانی، می‌توانند دقیق‌ترین ابزار برای کاوش آن‌ها باشند. سیارات خیالی‌اش هرگز فقط خیالی نبودند؛ هرکدام آزمایشی بود درباره‌ی اینکه اگر یک فرضِ بنیادین زندگی زمینی — جنسیت ثابت، مالکیت خصوصی، سلسله‌مراتب — برداشته شود، انسان‌بودن به چه شکلی درمی‌آید. نیم‌قرن بعد، این پرسش‌ها هنوز از دل داستان‌های علمی‌تخیلی و فانتزی جدی پرسیده می‌شوند و لوگویین همچنان یکی از نویسندگانی است که این کاوش را ممکن ساخت.

در اکوسیستم لوگوس‌کمپ

الهام گرفتی؟

جستار و نقد خودت را منتشر کن و بخشی از گراف دانش شو.

بهبود این صفحه