LogosCamp

خانهٔ نویسندگان، خوانندگان و منتقدان.

ثبت‌نام سریع

دانشنامه · دروازهٔ اثر

کیمیاگر

کتاب · 1988 · Portuguese

سفر چوپان‌پسری در صحرا برای یافتن گنج، به تأملی درباره تقدیر و خواست تبدیل می‌شود.

افراد

درباره

سانتیاگو، چوپانی جوان از اندلس، رؤیایی تکرارشونده می‌بیند: گنجی نزدیک اهرام مصر. به‌جای نادیده‌گرفتن این رؤیا، گله‌اش را می‌فروشد و به سفری می‌رود که او را از تنگه‌ی جبل‌الطارق تا دل صحرای آفریقا می‌کشاند. اما «کیمیاگر» کمتر رمانی ماجراجویانه و بیشتر رساله‌ای است در قالب داستان: هر مانع سر راه سانتیاگو — دزدی که او را بی‌پول می‌کند، عشقی که وسوسه‌اش می‌کند بماند، جنگ قبیله‌ای که راهش را می‌بندد — بهانه‌ای است برای طرح ایده‌ی مرکزی کتاب: هر انسانی «افسانه‌ی شخصی»ای دارد، رسالتی که از کودکی می‌شناخته و جهان از دست‌دادنش هراسناک‌تر از هر خطری است.

زمینه و شکل‌گیری

کوئیلو «کیمیاگر» را دو سال پس از پیمودن مسیر زیارتی سانتیاگو دو کومپوستلا در اسپانیا نوشت، تجربه‌ای که پیش‌تر موضوع نخستین کتابش، «زیارت»، بود. نسخه‌ی نخست کتاب در ۱۹۸۸ توسط ناشری کوچک برزیلی منتشر شد، تنها چند صد نسخه فروخت و پس از یک سال، ناشر قرارداد را فسخ کرد. کوئیلو کتاب را به ناشر دیگری سپرد که به‌تدریج، بدون بودجه‌ی تبلیغاتی بزرگ، آن را از راه توصیه‌ی دهان‌به‌دهان به فروش رساند. ترجمه‌ی انگلیسی در ۱۹۹۳ منتشر شد و کتاب به‌آرامی، طی چند سال، نه یک‌شبه، به پدیده‌ای جهانی بدل شد — مسیری که خودش بازتابی از همان درسی است که به سانتیاگو در دل داستان آموخته می‌شود: صبر در برابر نشانه‌ها.

محتوا و ساختار

در طول سفر، سانتیاگو با راهنمایانی روبه‌رو می‌شود که هرکدام تکه‌ای از فلسفه‌ی کتاب را بازمی‌گویند: ملکیصدق، پادشاه اسرارآمیز شهر سالم، به او می‌آموزد «نشانه‌ها» را بخواند؛ بلورفروشی در تنگه که هرگز جرئت نکرده به مکه سفر کند، تصویر آینه‌ی کسی است که رؤیایش را برای امنیت رها کرده؛ انگلیسی‌ای در کاروان که به‌دنبال کیمیاگری واقعی است، دانش نظری را نمایندگی می‌کند؛ و سرانجام خودِ کیمیاگر، که به سانتیاگو می‌آموزد تفاوت میان دانستن و زیستن در چیست.

عشق سانتیاگو به فاطمه، زنی از میان قبایل صحرا، و وعده‌ی او که منتظر بازگشتش می‌ماند، لایه‌ی دیگری از همین ایده را می‌سازد: عشق واقعی، به گفته‌ی کتاب، مسیر فرد را به‌سوی افسانه‌ی شخصی‌اش محدود نمی‌کند، بلکه یاری‌اش می‌دهد.

پذیرش و تأثیر

از انتشار ترجمه‌ی انگلیسی تا امروز، «کیمیاگر» یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ نشر شده و به بیش از هشتاد زبان ترجمه شده — رکوردی که کتاب گینس آن را به‌عنوان پرترجمه‌ترین کتاب یک نویسنده‌ی زنده ثبت کرده است. موفقیتش الگویی تازه برای نشر جهانی ساخت: کتابی که بدون کمپین تبلیغاتی بزرگ ناشران اصلی، تنها از راه خوانندگانی که آن را به یکدیگر توصیه کردند، به یکی از پرخواننده‌ترین آثار ادبیات معاصر جهان بدل شد.

وقتی چیزی را بخواهی، تمام کائنات برای رسیدن تو به آن همدست می‌شوند.

چرا امروز این کتاب را بخوانیم؟

منتقدان ادبی درباره‌ی وزن نثر «کیمیاگر» بحث کرده‌اند و برخی سادگی زبان آن را کاستی می‌دانند؛ اما همین سادگی است که کتاب را به زبانی جهانی برای پرسشی جهانی بدل کرده: در جهانی که مسیر «امن» همیشه در دسترس است، چه چیزی را باید به خطر انداخت تا مسیر خودمان را زندگی کنیم؟ داستان سانتیاگو، که سرانجام گنج را نه در اهرام مصر که زیر همان درختی می‌یابد که سفرش را از آنجا آغاز کرده بود، این پرسش را با کنایه‌ای ظریف پاسخ می‌دهد: گاهی افسانه‌ی شخصی، از ابتدا، نزدیک‌تر از آن است که گمان می‌کنیم — اما فقط سفر است که این نزدیکی را آشکار می‌کند.

ژانرها

ناشران