LogosCamp

خانهٔ نویسندگان، خوانندگان و منتقدان.

ثبت‌نام سریع

دانشنامه · دروازهٔ اثر

شازده کوچولو

کتاب · 1943 · French

خلبانی سرگردان با پسری از سیارک B-612 روبه‌رو می‌شود که سفرش میان سیاره‌های بزرگسالان به تمثیلی از دیدن با دل بدل می‌شود.

افراد

درباره

خلبانی که هواپیمایش در دل صحرای صحرا خراب شده، ناگهان با پسربچه‌ای عجیب روبه‌رو می‌شود که از او می‌خواهد برایش گوسفندی بکشد. این پسر، شازده‌ی کوچکی است که از سیارکی به‌کوچکی یک خانه — به نام B-612 — آمده و پیش از رسیدن به زمین، سیاره‌های دیگری را دیده: سیاره‌ی پادشاهی که فرمانروای هیچ‌کس نیست، سیاره‌ی خودشیفته‌ای که تشنه‌ی تحسین است، سیاره‌ی میگسار، تاجری که ستاره‌ها را می‌شمارد تا مالکشان شود، فانوس‌بانی که بی‌وقفه فانوسش را روشن و خاموش می‌کند، و جغرافی‌دانی که هرگز از کتابخانه‌اش بیرون نرفته. هر سیاره تصویری کنایه‌آمیز از یکی از وسواس‌های بزرگسالان است.

زمینه و شکل‌گیری

سنت‌اگزوپری این کتاب را در تبعید، در نیویورک و در سال‌های سخت جنگ جهانی دوم نوشت و خودش تصویرگری کرد؛ کتاب نخست در ۱۹۴۳ در آمریکا منتشر شد، سه سال پیش از آنکه بتواند در فرانسه‌ی اشغالی چاپ شود. صحنه‌ی آغازین کتاب — خلبانی تنها در دل صحرا با هواپیمایی خراب — بازتاب مستقیم سقوط واقعی خودِ نویسنده در صحرای لیبی در ۱۹۳۵ است؛ حتی جمله‌ی معروف کتاب درباره‌ی چاه پنهان در دل صحرا، از همان تجربه‌ی چهار روز بی‌آبی سرچشمه می‌گیرد.

محتوا و ساختار

پس از سفر میان سیاره‌ها، شازده کوچولو به زمین می‌رسد و در باغی پر از گل‌های رز، با اندوه درمی‌یابد که گل خودش — که در سیاره‌اش تصور می‌کرد یگانه در جهان است — در واقع یکی از هزاران گل مشابه است. این‌جاست که با روباهی آشنا می‌شود که به او می‌آموزد «اهلی‌کردن» چیست: پیوندی که فرد را با کسی یا چیزی که برایش وقت گذاشته، منحصربه‌فرد می‌کند. روباه به او می‌گوید که آنچه اساسی است، از چشم نامرئی می‌ماند و فقط با دل دیده می‌شود؛ و همین‌جاست که شازده کوچولو درمی‌یابد چرا گلش، با همه‌ی نقص‌ها و لجبازی‌هایش، از هزاران گل دیگر برایش عزیزتر است — چون او زمانی که برایش صرف کرده، آن را یگانه ساخته. کتاب با بازگشت غم‌انگیز و مبهم شازده کوچولو به سیاره‌اش، به کمک گزیدن یک مار، به پایان می‌رسد؛ پایانی که هرگز به‌روشنی توضیح نمی‌دهد آیا این بازگشت مرگ است یا رستگاری.

پذیرش و تأثیر

«شازده کوچولو» با فروشی نزدیک به دویست میلیون نسخه و ترجمه به بیش از سیصد زبان و گویش، پس از کتاب مقدس، پرترجمه‌ترین اثر ادبی تاریخ بشر است. کتاب هم‌زمان در قفسه‌ی ادبیات کودک و در سرفصل‌های فلسفه و روان‌شناسی تدریس می‌شود؛ نسل‌ها خواننده آن را نخست در کودکی به‌عنوان قصه‌ای ساده می‌خوانند و سال‌ها بعد، در بزرگسالی، دوباره می‌خوانند و لایه‌ای کاملاً متفاوت در آن کشف می‌کنند.

آدم فقط با دل خوب می‌بیند. آنچه اساسی است از چشم نامرئی است.

چرا امروز این کتاب را بخوانیم؟

«شازده کوچولو» با ظرافتی نادر، بدون موعظه‌ی مستقیم، بزرگسالان را به یاد می‌آورد که در مسیر «جدی‌شدن» چه چیزهایی را از دست داده‌اند: توانایی دیدن فیلی درون یک بوآی مارافعی، کنجکاوی بی‌قید‌وشرط، و این باور که وقتی که برای کسی یا چیزی می‌گذاریم، نه اتلاف بلکه سرمایه‌ای است که او را در جهان یگانه می‌سازد. این پیام، هشتاد سال پس از انتشار کتاب، در دنیایی که سرعت و کارایی اغلب بر رابطه و صبر ارجحیت دارند، شاید حتی از زمان خودش نیز ضروری‌تر به‌نظر برسد.

ژانرها

ناشران