LogosCamp

خانهٔ نویسندگان، خوانندگان و منتقدان.

ثبت‌نام سریع

دانشنامه · دروازهٔ اثر

شهرهای نامرئی

کتاب · 1972 · Italian

مارکو پولو شهرهای ناممکن را برای قوبیلای خان توصیف می‌کند؛ موزاییکی از خیال و حافظه شهری.

افراد

درباره

«شهرهای نامرئی» ظاهراً سفرنامه است اما در باطن چیز دیگری است: مارکو پولو، در دربار قوبیلای خان مغول، شهرهایی را توصیف می‌کند که هرگز وجود نداشته‌اند — یا شاید فقط یک شهر واقعی وجود دارد و بقیه بازتاب‌های آن در آینه‌های گوناگون‌اند. هر توصیف، به‌جای گزارش جغرافیایی، تأملی فشرده درباره‌ی حافظه، میل، نشانه یا مرگ است؛ کتاب کمتر رمان به معنای متعارف است و بیشتر موزاییکی از ۵۵ قطعه‌ی کوتاه که در کنار هم، پرسشی واحد را از زوایای گوناگون بازمی‌گویند: شهر چیست، جز شکلی که ما به میل و ترس خود می‌دهیم؟

زمینه و شکل‌گیری

کالوینو این کتاب را طی نزدیک به یک دهه، از اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ تا انتشار در ۱۹۷۲، نوشت — نه یک‌باره، بلکه شهر به شهر، در فاصله‌ی سال‌ها. هر شهر نام زنی دارد و در یکی از یازده دسته‌ی موضوعی جای می‌گیرد (شهر و حافظه، شهر و میل، شهر و نشانه‌ها، شهرهای باریک، شهرهای دادوستد، شهر و چشم‌ها، شهر و نام‌ها، شهر و مردگان، شهر و آسمان، شهرهای پیوسته، شهرهای پنهان)؛ ترتیب فصل‌ها از الگویی تقریباً ریاضی‌گونه پیروی می‌کند که خود کالوینو طراحی کرده بود — نشانه‌ای از همان علاقه به ساختارهای ترکیبی که او را به گروه اولیپو در پاریس نزدیک کرد.

کالوینو بارها گفته بود این کتاب را می‌توان به هر ترتیبی خواند، نه لزوماً از ابتدا تا انتها؛ در یکی از یادداشت‌هایش آن را نه رمان که «چندوجهی» (پلی‌هدرون) خوانده که از زوایای مختلف معنای متفاوتی می‌دهد. در پس همه‌ی شهرهای خیالی کتاب، سایه‌ی یک شهر واقعی — ونیز، زادگاه واقعیِ سفرهای مارکو پولوی تاریخی — پنهان است؛ در یکی از دیالوگ‌های کتاب، خودِ مارکو پولو اعتراف می‌کند هر شهری که توصیف کرده، در واقع بازگویی دیگری از همان یک شهر بوده است.

محتوا و ساختار

میان توصیف‌های شهرها، دیالوگ‌های کوتاهی میان مارکو پولو و قوبیلای خان قرار گرفته که قاب اصلی کتاب را می‌سازند. خان، فرمانروای امپراتوری‌ای چنان وسیع که دیگر نمی‌تواند مرزهایش را بشناسد، به گزارش‌های پولو گوش می‌سپارد، گاه به این امید که در میان این شهرها، امپراتوری‌اش را بهتر بفهمد، گاه با این ترس که همه‌ی این توصیف‌ها فقط بازتاب فروپاشی قریب‌الوقوع آن است. کالوینو در این دیالوگ‌ها با ابهامی آشکار بازی می‌کند: آیا مارکو پولو واقعاً سفر کرده یا فقط در ذهن نشسته و شهرها را از خیال می‌سازد؟ آیا این شهرها آینده‌اند یا گذشته؟ کتاب هرگز پاسخ قطعی نمی‌دهد و همین بلاتکلیفی، بخشی از قدرت آن است.

پذیرش و تأثیر

«شهرهای نامرئی» به‌سرعت میان آثار کالوینو جایگاهی ویژه یافت؛ خودش در جایی نوشته بود این کتاب، از میان همه‌ی آثارش، بیشترین معنا را در خود جای داده است. فراتر از حلقه‌ی ادبیات، این کتاب بر گفتمان معماری و مطالعات شهری نیز اثر گذاشت و بارها در کلاس‌های نظریه‌ی شهرسازی، نه‌فقط ادبیات تطبیقی، تدریس شده — نمونه‌ی نادری از رمانی که مرز میان ادبیات داستانی و نظریه‌ی فضا را محو کرده است.

دوزخ زندگان چیزی نیست که خواهد آمد؛ اگر دوزخی هست، همین است که اکنون اینجاست، دوزخی که هر روز در آن زندگی می‌کنیم.

چرا امروز این کتاب را بخوانیم؟

«شهرهای نامرئی» نشان می‌دهد که توصیف هرگز خنثی نیست: هر شهری که مارکو پولو برای خان ترسیم می‌کند، در واقع بازتابی از حافظه، میل یا ترس خودِ راوی است، نه گزارشی بی‌طرف از یک مکان. در دورانی که شهرها بیش از هر زمان دیگری با داده و نقشه توصیف می‌شوند، کتاب کالوینو یادآوری می‌کند که هیچ نقشه‌ای شهر را کامل بازنمایی نمی‌کند؛ همیشه چیزی — حسرت، امید، یا شهری دیگر که در پس ذهن نویسنده پنهان است — از قلم می‌افتد. همین تنش میان امکان و ناممکنی توصیف، دلیل اصلی است که این کتاب، پنجاه سال بعد از انتشار، هنوز الگویی مرجع برای «روایت ترکیبی» باقی مانده است.

ژانرها

ناشران